تبليغاتX
خلـوتگـــــه دل

خلـوتگـــــه دل

 

 بيستم شهريور ماه ۱۳۱۶ ، منطقه جغرافیایی و تغيير نام شهر تاریخی  اِستِرآباد به گرگان است.

بر اساس تحقیقات دکتر اسدالله معطوفی ، پژوهشگر مردم شناسی، مورخ منطقه گرگان و استاد

دانشگاه، بخش غربی خیابانی که اکنون میدان شهرداری و میدان ولیعصر نامیده می شود ، محل

دارالحکومه را تشکیل می داد که مکان استقرار حاکم استراباد تا اواخر دوره قاجار بوده و بنای اصلی

کاخ موزه فعلی شهر گرگان بر روی یکی از مجموعه بناهای محوطه دارالحکومه استراباد ساخته شده

است. کاخ موزه گرگان باغ بزرگی بود به نام دارالحکومه استراباد که در واقع 6 بنا با ارزش را  در خود

جای داده بود.

كاخ شهر گرگان يكي از 12 كاخ رژیم پهلوي در كشور كه محل اقامت اين خانواده در منطقه بوده است،

پس از مرمت به كاخ موزه گرگان تبديل شد. اين بنا كه در دو طبقه به سبك اروپايي ساخته شده در

سال 1317 خورشیدی به دستور رضاخان در كنار مجموعه اي از ساختمان هاي اداري ساخته شده در

آن سال ها از جمله شهرداري، ثبت احوال، مدرسه ايرانشهر و اداره پست گرگان، بنا شد.

كاخ شهر گرگان با قدمتي بيش از 70 سال در سال ۱۳۴۳خورشیدی به عنوان بيست و چهارمين موزه

كشور و نخستين موزه شمال كشور مطرح بوده كه در سال 1336خورشیدی  پیش از آنکه تبدیل به

موزه شود به ثبت آثار ملی رسید. 

اجرای برنامه های روز گرگان توسط سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان بمدت شش روز و با

عنوانهای مختلف ودرمکانهای تعیین شده انجام می گیرد.ازجمله  برنامه های متنوعی شامل اجرای

موسیقی سنتی ، خیمه شب بازی، نمایش طنز، نمایش عکس، نمایش کتاب هایی با عنوان گرگان

و نویسندگان گرگانی، نمایش سوغات و صنایع دستی ، برگزاري همايش «گرگان پايتخت بسكتبال

ايران»به اجرا گذاشته می شود.« گرگان،شهروند سالم » با ورزش های عمومی نیز از عنوان های روز

 25 شهریور است که در آن برنامه های تفریحی شامل ماهیگیری با دست،مسابقه  قویترین مردان

محله،جشن پروازبادبادک ها و صعود کوهنوردان به ارتفاعات گرگان،در آن گنجانده شده .مسابقات مچ

اندازی هم در محله قدیمی دوشنبه ای در نخستین روز برپایی آیین روز گرگان تدارک دیده شده .

پ ن : عکس مربوط به مسابقه پرواز بادبادکها درتپه هزارپیچ (سوگٌله ) اسفندسال گذشته است . 

 

نوشته شده در 90/06/20ساعت توسط دنیـــز| |

 

میگه : همه زندگیم رو برای خونوادم گذاشتم .عمرم ، هستی ام ، سرمایه ام .هیچی برای

خودم ندارم .تازه ، وقتی نگاه میکنم ،می بینم بچه هام ازدواج کردن و هر کدوم سر زندگی

خودشون هستن. من اصلا هیچ دوستی ندارم که وقتی دلم گرفت برم پیشش. ازبس که

بفکر آینده بچه هام بودم ، باهیچ کس رفت وآمد نکردم مگر جایی دعوت میشدم؛ ولی دوره

دوستانه و ....اصلأ! تفریحم گردش با بچه هام بوده و سرقبر امواتم برم و فاتحه ای بخونم و

حالا که فکر میکنم ، می بینم من عضو هیچ گروهی نیستم .نه دوستی دارم و نه همدمی .

میگم : زمونه برای همه همینه .تازه اگر فرصت رفت وآمد هم بود، آنقدر درگیر کارهای روزمره

هستی که نمیتونی برای خودت مثل قبل رفت وآمد کنی .

میگه : یادش بخیر اونوقتایی که بین خونه هامون دیوار نداشت و دری به روی خونه همسایه

باز می شد و ما ازصبح تاشب از باهم نشستن خسته نمی شدیم اما حالا زندگی فرصت

نمیده با بچه خودت دو کلام همصحبت بشی .

 

چندروز بود که صبحا میومدم سرکار،تعدادی خانم رو میدیدم که وسط بلوار پای درختها رو بیل

میزدن .ولی چون باسرویس اداره بودم ،امکان عکس گرفتن نبود.امروز بالاخره موفق شدم باهاشون

صحبت کنم وازشون عکس بگیرم .ازش می پرسم : چیکار میکنین؟ 

      - پای درختها رو بیل میزنیم .

      - چقدر بابت اینکار می گیرین ؟

    - روزمزدیم دیگه ؛ روزی هفت تومن .

ازش اجازه میگیرم عکس بگیرم . باخنده میگه : میخوای تلویزیون نشونم بدی ؟

- نه ، من تلویزیون کارنمی کنم ؛اما دوست دارم اززنانی که نون حلال سرسفره شون میذارن

عکس بگیرم ؛ دیدن این عکسها منو قویتر میکنه .

 

پ ن : از ابتدای ماه رمضان عضو یک گروه شدم . بحث :تفسیر قرآن و معارف اسلامی .وقتی این

گروه رو معرفی کردن ،فکرمیکردم چقدر اعضای آن باید محجب باشن! ولی وقتی اولین بار شرکت

کردم ، دیدم ازهرقشری اونجا هستن و درمجلل ترین منزلهای شهرم این مجالس برگزار میشه و

خیلی جالب بود که استادمثل خانباجیها نیست که توی جمع یکی رو بخاطر حجابش کنف کنه و

طرف بره و دیگه برنگرده .بلکه جوونایی هستن که نه به خدا معتقد بودن ونه به نماز و ....حالا حافظ

قرآنند.ازاینکه با این گروه شاید دویست نفره آشنا شدم خوشحالم .حس میکنم عضوگروهی هستم

که میتونم درآنجا آرامش بگیرم .ورود به این گروه برای همه آزاده .دراین گروه همه مادرا با جووناشون

دختر یا پسر حضور دارن .ازت نمی پرسن اهل کجایی و یا مذهبت چیه ؟ همه سراپا گوشن و با

جان و دل دراین جلسات شرکت می کنن. راستی آیا شما عضو گروه خاصی هستید؟

 

 

نوشته شده در 90/06/16ساعت توسط دنیـــز| |

 
کوله بارت بربند!
 
شاید این فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم،

بشناسیم خدا و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم!

می شود آسان رفت،
 

...می شود کاری کرد که رضا باشد او.

ای سبکبال

در این راه شگرف،

در دعای سحرت،

در مناجات خدایی شدنت،

از یاد نبر

من ِ جامانده ، بسی محتاجم . . .

 
 
  پ ن : هنوز بعد از قرنها چشم یتیمان منتظر آمدنت درخرابه هاست امیر کوفه علی جان .بیا.
 
 پ ن :فاطمه ؛ازبچه های یتیم خونه میگه تا کی منتظر بابا باشیم ؟ باهر ایستادنش نامت را
 
 صدا میزند : یا علی (ع)!
 
 
 
نوشته شده در 90/05/27ساعت توسط دنیـــز| |

Design By : Night Melody